1 Followers
26 Following
yahyaahmadi

yahyaahmadi

Currently reading

The Trouble with Physics: The Rise of String Theory, the Fall of a Science and What Comes Next
Lee Smolin
A Treatise of Human Nature
David Hume
بار هستی
پرویز همایون‌پور, Milan Kundera
بازی‌ها: روان‌شناسی روابط انسانی
اسماعیل فصیح, Eric Berne
تئوری بنیادی موسیقی
پرویز منصوری
آموزش عقائد (دورۀ 3 جلدی)‏
محمد تقی مصباح یزدی
ادله اثبات دعوا
عبدالله شمس
آیا تو آن گمشده ام هستی؟
هادی ابراهیمی, Barbara De Angelis
اقتصاد خرد
حمید رضا ارباب, Dominick Salvatore

گلشن راز

گلشن راز - محمود شبستری,  Mahmud Shabistari گلشن راز، قصیده ای است که محمود شبستری، در پاسخ به پرسش های منظوم مردی سروده است که او را سید حسینی معرفی می کند. اگرچه برگزیدن قالب قصیده برای این موضوع مناسب نبود، شبستری توانست کتاب خوش آهنگی پدید آورد.
سید حسینی، آن گونه که از پرسش هایش بر می آید، مردی است با ایمان که به عرفان و ادبیات عرفانی بدبین است. او در پرسشی کوتاه، چند چالش فلسفه عرفانی را میان می نهد: «اگر در جهان چیزی جز خدا نیست؛ چه کسی به خدا می اندیشد؟ چه کسی در سفر عرفانی، از مجاز به حقیقت می رسد؟ تفاوت میان مرد گمراه و مرد رهیافته چیست؟». سید حسینی همچنین می پرسد چرا باید از استعاره های گناه آلود برای بیان معارف اسلامی استفاده شود.
شبستری در قصیده ای دراز، نارسا و خسته کننده، سخنانی می گوید که به نظر من بیشتر گریز از پاسخ است. او با تکرار آموخته های عرفانی، می گوید که جز هستی بی مرز، هیچ در جهان نیست و دیگر چیزها، انگاشته هایی بیش نیستند. این انگاشته ها، به دلیل اثری از عدم که در آنها پیداست، هنوز خود را نشناخته اند و جایگاهشان به اندازه آگاهی آنان از بی ارزشی خود است. او حتی ستایش بت در ادبیات عرفانی را نیز ارج می نهد و می گوید بت چون نمودی از هستی مطلق است، پرستیدنش گناه نیست. او گهگاه، آیه های قرآن را به دلخواه خود به کار می گیرد تا سخن خود را راست بنمایاند.
بسیاری از آموخته های شوشتری همچون طبقاتی دانستن آسمان، چیزها را آمیخته چهار عنصر (آب، آتش، خاک، باد) انگاشتن و پست خواندن زنان، رنگ کهنگی و پس ماندگی زمان او (پایان قرن هفتم هجری خورشیدی) را دارد. افزون بر این، بسیاری از رهنمودهای او نیز ورانگر هستند که از میان آنها به رها کردن دانش دنیوی و چسبیدن به علم دین، گوشه گیری و دوری گزینی از مردم، آلوده دانستن خویشتن انسان و از همه بدتر جبرگرایی، می توان اشاره کرد.
در پایان می توان گفت که برای بیشتر مردم، خواندن این قصیده هدر دادن زمان است امّا کسانی که می خواهند با بخشی از تاریخ اندیشه و ادبیات ایران آشنا شوند، شاید از خواندن آن سود ببرند.