1 Followers
26 Following
yahyaahmadi

yahyaahmadi

Currently reading

The Trouble with Physics: The Rise of String Theory, the Fall of a Science and What Comes Next
Lee Smolin
A Treatise of Human Nature
David Hume
بار هستی
پرویز همایون‌پور, Milan Kundera
بازی‌ها: روان‌شناسی روابط انسانی
اسماعیل فصیح, Eric Berne
تئوری بنیادی موسیقی
پرویز منصوری
آموزش عقائد (دورۀ 3 جلدی)‏
محمد تقی مصباح یزدی
ادله اثبات دعوا
عبدالله شمس
آیا تو آن گمشده ام هستی؟
هادی ابراهیمی, Barbara De Angelis
اقتصاد خرد
حمید رضا ارباب, Dominick Salvatore

در پیرامون رمان

در پیرامون رمان - احمد کسروی انگار از نگاه کسروی، خوشگذرانی هیچ ارزشی ندارد و خواندن، تنها باید برای آموختن باشد. شنیده ام که شکسپیر، مهمترین رسالت خود را سرگرم کردن مردم دانسته و کارگردان بزرگی چون هیچکاک، جایی گفته است: «بعضی ها می خواهند با فیلم هایشان تکه ای از زندگی را به مردم نشان دهند. من می خواهم تکه ای کیک به مردم بدهم». در این جهان پر از تیرگی و خشونت، سرگرم کردن مردم دستاورد کوچکی نیست.
از سوی دیگر، شیوه استدلال کردن کسروی نیز در این کتاب پذیرفتنی نبود. کسروی در استدلال های خود، مدام تلاش می کند رمان نویسی را به کارهایی احمقانه تشبیه کند و گمان می کند تشبیه های پرشمار، می توانند درستی سخن او را بهتر بنمایانند.
از سوی دیگر، آن پیش بینی گسترش «رمان سوزی» در شرق و همانند دانستن سرنوشت آن با سرنوشت تعزیه، از جمله پیش بینی های خام کسروی است که تا امروز پدیدار نشده است.
من این باور را نیز دارم که رمان، «زبانی» است که می توان به کمک آن، پیام هایی را با شیوایی بیشتری رساند. پیام هایی که اگر بی پرده گفته شوند، چندان به دل نخواهند نشست. بر خلاف ادعاهای کسروی، باید بگویم که تاریخ نمی تواند تجربه عاطفی را همچون رمان منتقل کند. با وجود خواندن درباره توحش یونانیان باستان، من پیش از خواندن «ایلیاد» زشتی و ترسناکی این ددمنشی را درک نکرده بودم و کمی با آن کنار آمده بودم. از سوی دیگر، کتاب تاریخی خوب نیز نباید به دام احساسات بیافتد و گر نه، بی طرفی نگارنده به چالش کشیده می شود.
با این همه، من در برخی دیدگاه ها، با کسروی همداستان هستم.
از نگرانی های او که در این کتاب گفته شده، گسترش بی-بند-و-باری در رمان هاست. این را از خیلی فمینیست ها هم شنیده ایم که پورنوگرافی، پیامد ناخوشایندی در رویکرد مردان به زنان دارد. من هم این سخن را تا اینجا می پذیرم که رمان نویس، باید آگاه باشد که با نوشته خود، چه پیامی به دیگران می دهد و از چه چیز پشتیبانی می کند. افزون بر پرهیز از رواج بی-بند-و-باری، رمان نویسان باید از هواخواهی نژادپرستی، بیداد و نابرابری، بیزاری از دیگران و ددمنشی دوری کنند. از این رو است که رمان را باید هم از دیدگاه نگارش و ساختار سنجید و هم از دیدگاه پیام و درونمایه. اما همه رمان ها را به یک چوب راندن و آنها را مروج بی-بند-و-باری نامیدن، دور از انصاف است.
این کتاب سخنان سرگرم کننده ای نیز داشت همچون توهین های کسروی به آناتول فرانس و سعدی! اروپاییان را نیز مشتی یاوه گو، درنده خو و بی بند و بار و خدانشناس خوانده بود که فقط قانون و دانش و فناوری شان به درد می خورد و فرهنگ و اندیشه شان را باید دور ریخت.
در کتابی که من خواندم، تکه هایی هم از سخنان ویراستار کتاب آورده شده و بخش هایی نیز مربوط به واکنش خوانندگان مجله پیمان است که من آنها را نخوانده رها کردم.